تبليغاتX
پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ - نیچه ،22 بهمن،جناب سروان

پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ

تجربیاتی برای کسانی که قراره ببرنشون سر-بازی

نیچه ،22 بهمن،جناب سروان

کشور در تاریکی بود

همه مردم سردرگم و ناراحت بودند

زنجیر روزهای تکراری سوهان روح ملت شده بود

ملتی زجر کشیده

ملتی استوار. ...

اما تحمل این همه سختی دیگر داشت به غیر ممکن تبدیل می شد

همه نگران بودند

از دانشگاهی تا بیسواد

از قصاب تا شاعر

مسئول تا مرئوس

.....

اما ایا این شرایط، سرنوشت محتوم این ملت بود؟؟؟!!!

نه!!

نه!!....

چنین چیزی بدترین عذاب بود...

پلک دل کودکی پرید

قاصدی امد از راه

او آمد..

 بازهم لطف خدا شامل حال این ملت شد

او فرستاده شد تا همه شاد باشند از حضور او

تا دیگر کسی دل ناگران نماند

.....

26 سال گذشت

22 بهمن هر سال معیادگاه کسانی است که از شوق غریو شادی میدهند که:

"تولد، تولد، تولدت مبارک

مبارک،مبارک،تولدت مبارک"

و آن مرد بزرگ هم با مهربانی در جواب می گفرماید" قربان شما، مرسی، ممنون،متشکرم،...."

22 بهمن روز مبارک تولد خودم(جناب سروان وظیفه) رو به همه مردم عزیز ایران تبریک میگم و می خوام بگم اصلا راضی نیستم برای جشن تولد من هر ساله اینقد زحمت می کشید و به خیابونا میائید.منو شرمنده نکنید. من متعلق به شما هستم.فقط اگه می شه یه لطفی بکنید با این سرهنگ ما یه صحبتی کنید یه چند روز مرخصی تشویقی بهم بده ممنون می شم .

"و ملت همچنان در این جشن تولد عظیم شرکت می کنند و هر ساله این روز تعطیل می باشد. وچقدر خوب که ما مدرسه مان تعطیل می باشد.اقا معلممان می گوید"22 بهمن روز ملی ماست چون جناب سروان در ان متولد می باشد." و ما این روز را کلی کیف می نمائیم و از خودمان شادی صادر می کنیم تا به صادرات غیر نفتی هم یاوری کرده باشیم.این روز خیلی ناز است  چون به ما شیرینی می دهند.جناب سروان بیچاره اما خودش تعطیل نمی شناسد. روز تعطیل هم می رود سرکار چون یادش رفته که یک فایل را برای فرمانده اش کپی کند. از بس که این سروان حواسش پرت و گاهی چرت است. اخر اگر او فایل را نفرستد بابای دوستمان می گفت خیلی سوتی می شود. مخصوصا اقای 4 شاخ کلی کیف می نماید و از خود حرکات موزون صادر می نماید.و ازهمه بدتر اقای برادر است که عقده کرده از بس که نتوانسته به این سروان ما بگوید "ای تحصیلکرده دانشگاهی و ای مهندس مملکت، عاشق شدی مگه؟؟!!" و جناب سروان ما هم کلی نوک دماغش را بخواراند و از بس که حالش بهم می خورد از این کلمه عاشق و از بس که بدش میشود از این عشاق.خان داداش جواد ما می گوید از بس این جناب سروان دل ندارد مثل قبلنها ما یک جایمان برای او کباب می شود اما شفاف سازی نمی کند که کجایش کباب می شود و تا کجا؟؟!! خان داداش جواد می گوید ما خودمان توی قصابیمان دل و قلوه و جگر و راسته گوسفند و گاو و گوساله و حتی ران و سینه( نمی دانم چرا خان داداش جواد اینجا را که میگوید دستی به سبیلش می کشد و زیر زیزرکی می خندد؟؟!!) میفروشیم بصورت تضمینی با اقساط کوتاه مدت به اندازه عمر شان اما نمی دانیم چرا این جناب سروان اهل خرید از دکان ما نمی باشد. جواد آقا میگوید جناب سروان خیلی فیس و افاده دارد اما من درستش می کنم مثل بقیه . اما من خودم دیدم جناب سروان ما داشت سبزی می خورد و می گفت من کتاب صادق هدایت را خوانده  می باشم و تصمیم کبری راگرفتم گیاهخوار بشوم و هر روز نان و سبزی بخورم. تازه پنلوپه کروز و مهاتما گاندی هم علفخوارببخشید گیاهخوار بوده اند و امروزه کلی مد می باشد که مردم علف می خورند و روشنفکر می شوند.اما من دیدم که جناب سروان قبلا عاشق دل بود و جگر و عسل که همشهریهای مادر بچه ی دیوید بکهام به ان می گویند honey اما تازگیها دارد ادای باکلاسهایی مثل نیچه را پیش ما در می آورد و فکر می کند ما چون کلاس سوم دبستان می باشیم حالیمان نمی باشد از بس خرفتیم و بچه. اما ما با اصغر دوشاخه و نیما پنیری همیشه سر کلاس انشا کتاب های نیچه را می خوانیم و در مورد فروخورده های منفجر شده  در جملات ..س شعرش بحث می کنیم و وقتی کارمان بالا می گیرددماغ همدیگه را گاز می گیریم و مدادهایمان را می کنیم توی گوش و یا چشم دشمنان احمقمان.

 من از این انشا نتیجه میگرم که ما همه خوبیم. تو مطمئنی خوبی؟؟ جناب سروان؟؟!! وعده دیدار ما 22 بهمن در همه نقاط اقصای ایران. این بود انشا من

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:58  توسط ستوان دوم سابق  |