چهارشنبه 28/9/87
روزای تعطیل هر کار کنم نمی تونم بیشتر از ساعت 7 بخوابم. حالا میخواد شب قبلش هر ساعتی خوابیده باشم.صبح یه دوش گرفتم و بعد هم کار خاصی نکردم.جوانی که داره مثل من توی مهمانسرا زندگی می کنه کارمند یه بانکه . باباش جزو مسئولای برق استانه و برای همین از مهمانسرا استفاده می کنه.ظهرها برای ناهار نیره خونه فامیلاش و شبها واسه خواب میاد اینجا.اولین تجربه زندگی دور از خانواده رو داره می کنه. از صبح دوشنبه مرتب از من می پرسید که میخوام واسه تعطیلات برم یا بمونم؟بنده خدا مثل اینکه هنوز هم بعد از چند ماه نتونسته به تنهایی عادت کنه.وقتی هم که میام پا می شه میاد و کلی صحبت می کنه و سئوالای مختلف می پرسه. دلم نیومد تنهاش بذارم. البته نرفتنم به خونه دلایل دیگه ای هم داشت و تنها این دلیل نبود. یکیش اینکه حوصله جاده و مسافرت رو ندارم. دوم اینکه نمی خوام این فرصت رو از دست بدم. چون می تونم خیلی راحت خلوت کنم.. این روزا اخرین روزای زندگی بدون مسئولیت منه و از چند وقته دیگه باید مسئولیت یه شبکه برق درب و داغون رو به دست بگیرم. خدا کمکم کنه ...
این رفیق هم خونه ما که اسمش محمد رضا ست یه نامزد هم داره که دانشجوی رشته زبان توی تهرانه و محمد رضا خیلی دوستش داره ولی نکته جالبی که میخوام بگم اینکه هر وقت میخواد از نامزدش اسم ببره از کلمه "بنده خدا " استفاده می کنه. مثلا می گفت :" بنده خدای من اخر هفته میاد خونه و منم میخوام برم خونه بشینیم با هم صحبت کنیم". برام جالب بود.....
تنهایی رو دوست دارم اما جاهای خلوت رو دوست ندارم. مثلا برای زندگی کردن تهران رو خیلی دوست دارم چون خیلی شلوغ پلوغه اما محل زندگیم توی تهران دوست دارم تنها باشم . خلوت کردن رو خیلی دوست دارم.این روزا دارم مرتب به خودم و آینده ام فکر می کنم . هم اینده ای نزدیک و هم اینده ای دور.هم قبل از مرگ و هم بعد از مرگ.شاید کمی سردرگم شده ام تازگیا....دارم سعی می کنم حضور خدا رو پررنگ تر کنم تو زندگیم. حس می کنم مدتیه خیلی به مسائل سطحی و کوچیک پرداختم. زیاد این شاخه و اون شاخه پریدم.به این فکر کردم روزی که دارن من رو میذارن توی قبرم واقعا چی از خودم گذاشته ام.زندگی ادم باید خیلی فراتر از این مسائل سطحی و مادی باشه.
میخوام منیتم رو به کمترین حد ممکن برسونم. می دونم که جز یه ذره کوچیک در هستی لایتناهی چیزی نیستم . تا اونروزس که عملم رو بتونم مطابق این تفکرم اجرا کنم راه زیادی دارم.
