تبليغاتX
پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ - سه شنبه 26/9/87

پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ

تجربیاتی برای کسانی که قراره ببرنشون سر-بازی

سه شنبه 26/9/87

امروز حال خوبي ندارم. اتفاقاي زيادي افتاد اما يه چيزي شد كه همه جيز فراموشم شده و بد جوري اعصابم رو خرد كرده. (دوستايي كه با مسائل جنسي و ... مشكل دارن ادامه اين خاطره رو نخونن. نمي خواستم بنويسم اش اما چون ميخوام همه لحظه هام ثبت بشه حذفش نمي كنم)

توي اين شهر چند وقت پيش يكي از مسئولاي كله گنده اين شهر كه خيلي هم پولدار بوده با يه توطئه روبرهمي شه. دوست اين طرف با منشي اش دست به يكي مي كنن و يه برنامه براي طرف پيادهمي كنن. منشي خودش رو به طرف نزديك مي كنه و باهاش رابطه برقرا رمي كنه. توي اين رابطه اون دوست طرف و طراح اصلي نقشه از كار كثيف اين دوتا فيلم گرفته كه طبق عادت بد ما ايرانيا بلوتوث شده و همه ديدن.دوست طرف يه قلچماق رو ميفرسته توي اتاق و طرف تازه مي فهمه چي شده. مجتبي مي گفت توي 25 ثانيه يارو كه خيلي هم بي جنبه بوده كار رو تموم مي كنه. اما دقيقا 27دقيقه اين بلوتوثه و بقيه مدت زمان رو طرف داره به قلچماقه التماس مي كنه. حتي گنده لاته اجازه نمي داده كه طرف لباساشو بپوشه.اين مسائل هميشه هست اما نكته بد در اين مورد زياده. تصور صحنه اي كه طرف داشته به پاي يارومي افتاده و التماس مي كرده وگريه ميكرده خيلي خيلي دردناكه. خص.صا وقتي كه بچه هاش و همسرش اين چيزا رو ديدن. خيلي بده يه مرد با اون همه غرور به پاي كي بيافته و پاي كسي رو ببوسه. نكته منفي بعدي اينه كه منشي خودش شوهر و يه بچه داشته.

دوسته سه مرحله و نزديك به 300 ميليون اخاذي مي كنه اما دفعه اخر طرفشاكي ميشه و مي كشتش.بعد هم اعلام مي كنه كه به دخترم نظر داشته!!!!! ابروي دخترشم رو احمق براش مهم نبوده. اما يارو زرنگتر بوده و فيلم اين ماجرا رو داده بوده به اطلاعات.هر دوتاي اينا شنيدم كه از بچه هاي اطلاعات بودن . نمي دونم چقدر راسته اما هميشه شايعه ها اينجور مواقع زياده.

.

نمي دونم كي بيشتر مقصره.طرفه هيز يا منشي كثيفش يا دوست نامردش؟؟؟؟

.

من هميشه دارم فكر مي كنم چطوري به همسر ايندم مي تونم بگم كه قبلا عاشق كسي بودم. هر چند عشق من پاك بود و متاسفانه حتي به يه صحبت دو نفره هم نرسيد اونوقت بعضي وقتا ما ادما همه عشق و وفاداري و پاكي رو به همين راحتي به پول ميفروشيم. نمي دونم شايد اگه من هم مثل طرف توي موقعيت قرار مي گرفتم همچين كثافت كاري رو انجام ميدادم.بيچاره شوهر منشيه. وقتي اين قضيه رو ديده چقدر زجر كشيده...واقعا تصورش هم ادم رو ديوانه مي كنه. از نوع بشر متنفر شدم امروز.

خدايا چقدر بزرگي كه اين همه كثافتكاري رو مي بيني و هيچي نمي گي.

خدايا اين بنده گناهكارتو به خودش وامگذار. روا مدار كه دلي بشكنم .روا مدار كه ابرويي بريزم. روامدار كه ناني ببرم . روامدار كه نگاهي نابجا قضاوتي نابجا حرفي نابجا مرتكب شوم.روا مدار كه اسير وسوسه هاي شيطان و ادما بشم. خدايا هيچ وقت توي لحظات سخت و گناه تنهام مگذار. خودت ميدوني كه هيچي نيستم. خودت ابروم رو پيش خودت نذار كه ببرم......

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 12:8  توسط ستوان دوم سابق  |