تبليغاتX
پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ

پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ

تجربیاتی برای کسانی که قراره ببرنشون سر-بازی

گور بابای همشون

امروز بخشنامه رسیده که اونایی که تو شهر خودشون خدمت می کنن خدمتشون می شه 20 ماه. یعنی ما که داشتیم به امید 19 ماه خر می زدیم یه ماه دیگه هم باید خر بزنیم.اونوقت سرباز مفت خوری که شناسنامه اش مال 50 کیلومتر اونورتره باید 18 ماه خدمت کنه. اخه این چه قاونون گهیه؟؟!!!! یکی نیست بگه الاغی که ورداشتی واسه خودت قانون نوشتی تا حالا خودت رفتی سربازی؟ اخه چطور می شه سرباز بغل دستی من 18 ماه خدمت کنه. 2 ماهش بره مرخصی. 5 ماهش رو کسر خدمت بسیجی بیاره چون ÷ارتی داره . بعد من مثل خر اینجا 20 ماه جون بکنم.

!!!!!!!!!!!!!!!!

گور بابای همشون

از امروز دیگه فقط دو دره بازی. چنان کار کنم که هیچ سربازی تا حالا نکرده.شما ها اصلا لیاقت این همه زحمت من رو ندارین.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:25  توسط ستوان دوم سابق  | 

ماجراهای من و ایرانسلم!!!!

سلام

روزا تکراری شدن. حتی اومدن بازرس هم که کلی وقت و انرژی ازم گرفت بازم زیاد تغییری ایجاد نکرد. اونا زبون نفهم من هم غد و بد اخم . نمی دونم چرا ما دوست داریم با خراب کردن بقیه بریم بالا!!!؟؟؟؟

یه خط ایرانسل اعتباری گرفتم. چون بابای محترم هر ماه فیش موبایل رو می ره با کمال بزرگواری می پردازه. خوب من هم با این سن و سال گفتم بذار با ایران سل یه حال و احوالی بکنیم.تا شرمنده بابای محترم هم نشیم.  اومدیم شماره مسخره ایرانسل رو اس ام اس کردیم واسه داداشا و دوستا. در کمال ناباوری بهمون تبریک گفتن که به پای هم پیر شین!!!! اول گفتم حتما منظورشون سیم کارته اما نگو منظورشون جی اف یا همون دوست دختر بوده. گویا مد شده همه یه ایرانسل واسه صحبت با جی اف محترمشون می خرن.احتمالا دو روز دیگه که قراراه دوباره طرح امنیت اجتماعی شروع بشه سیم کارتای آقایون و خانوما رو چک می کنن اگه یه ایرانسل یا اعتباری همراه اول  داشتن یعنی اینکه یه دوست دختر یا پسر دارن و میبرنشون ارشادشون می کنن. خدایا کمکم کن اگه دستگیر شدم سربع واسم سند بذارن چون اصلا با بازداشتگاه حال نمی کنم!!!!

موفق باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:43  توسط ستوان دوم سابق  | 

به چه امیدی ؟؟!!!

سلام
روزگار عجیب و غریبی رو دارم میگذرونم.همه چیز شیر توشیر شده.سرهنگم که دیگه اینقد ازم خوشش اومده که تا میبینه منو یه لبخند مایح می زنه و بعدم یه دستور جدید می ده. مخصوصا که احتمالا پس فردا بازرس برامون میاد گفته کلی لیست و نامه نگاری های انجام شده رو اماده کنم که بتونیم پوز بازرس ها رو بزنیم. اصلا هم فکر نمی کنه که بابا من ممکنه دلم آشوب باشه. ممکنه الان تو مود خوبی نباشم.
امروز کلی سرباز جدید اوردن. وقتی دیدمشون دلم واسشون سوخت. سعی کردم راه و چاه رو بهشون نشون بدم. چون خودم تنهایی رفتم . نشسته بودن تو مهدیه. بندگان خدا از دیشب چیزی نخورده بودن. نه شام و نه صبحانه. اینقد اینور و اونور زدم تا اینکه تونستم واسه 40 تایی که اومده بودن بتونم 40 تا مربا کوچولو و کره بگیرم بیچاره ها ساعت 11 تونستن یه چیزی بخورن. ولی بد ترین صحنه ای که دیدم این بود که سربازایی که به حساب خودشون سالار پادگان هستن و ماه های اخر خدمتشونه اومده بودن اونجا عینهو کفتار داشتن ته دل این سربازای بیچاره رو خالی می کردن. منم اعصابم خورد شد یه حال اساسی بهشون دادم. خوشبختانه اینقد برش و نفوذ دارم که دمشون رو بذارن رو کولشون و برن. نمی دونم. شاید یه روزی برسه که همین سربازایی که امروز اومدن همین بلا ها رو بخوان سر تازه واردا در بیارن.ادمیزاده دیگه. کاریشم نمیشه کرد.
   از وقتی که رفتم آموزش انواع درد و مرض ها ریخته تو وجودم. امروز رفتم دکتر. رفتم کلینیک. اول که رفتم منشی که یه خانومه بود خواست یه خورده سنگ بندازه. شایدم روال کارش این بود. بعد یه هو چند تا از سربازا من رو دیدن. اومدن و کلی تحویلم رفتن. از رادیولوژی تا پزشک و تا صندوق و نگهبان همه کلی تحویلم گرفتن. خودم دیگه داشتم شرمنده می شدم. اخه بعضیاشون رو اصلا نمی شناختم!!!! اما خوب از کسایی بودن که کارشون رو راه انداخته بودم و بهشون کمک کرده بودم. اینم از مزایای خدمت به خلق الله.قرار شده که واسه اولین روزی هم که متخصص میاد واسم نوبت بگیرن.موقع بیرون رفتن منشیه یه جوری نگام می کرد!!!؟؟؟؟
فعلا دارم به روی تمام مشکلاتم لبخند می زنم تا ببینم که کی از رو میرن.. امیدوارم با دعای شما دوستان این امر محقق بشه.

 دوست عزیز اقای سهند باید حداقل ۲ یا سه ماه قبل از اعزام به خدمت برید قسمت نیروی انسانی مقری که دوست دارید بیافتید.البته پارتی رو فراموش نکنین.

موفق باشید
و دیگر هیچ

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:12  توسط ستوان دوم سابق  |