تبليغاتX
پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ

پوتین ـآش و طبل یزرگی زیر پای چپ

تجربیاتی برای کسانی که قراره ببرنشون سر-بازی

مطالب جدید

سلام

روز همگی به خیر.  یه سری مطلب جدید در مورد بعضی از معافیت ها از نظام وظیفه گذاشتم تو قسمت یوندها مشمولان عزیز حتما مراجعه کنن.

سعی می کنم این قسمت رو به روز کنم و به روز نگه دارم.

موفق باشید

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 11:41  توسط ستوان دوم سابق  | 

جمعه هم می ریم صفا !!!!

سلام

روزای خیلی سختی رو دارم میگذرونم. اگه می شد برگردم به ۲ ماه یا ۳ ماه پیش خیلی خوب می شد. اونوقت نمی ذاشتم یه ادم نامرد اینجوری زیر ابم رو بزنه.اما خوب یه تجربه خیلی تلخ شد برام. به همه دوستانی هم که میرن سربازی شدیدا تاکید می کنم به چشمای خودشونم اعتماد نکنن چه برسه به دوستان. 

دیشب مثل اینکه از حفاظت رفته بودن بازدید آسایشگاهها. مواردی رو که دیده بودن :

۱- تعداد متنابهی گوشی موبایل

۲- تعداد بیشتری سی دی

۳- این وسط اسایشگاه سربازای ما از یه جایی خبر شده بودن و تقریبا چیزی لو نرفته بود. الا یه شارژر موبایل توی پوتین اقای جخ.(همکار ریزه میزه ام)

۴- خنده دارترین مورد ۲ تا سرباز بودن که تو یه تخت خوابیده بودن.البته دلیلش رو من نمی دونم. احتمالا دلشون واسه خونشون تنگ شده بود.

فردا واسمون سرباز جدید میرسه. ۳۰ نفر. و ما مجبوریم که بریم تا تقسیمشون کنیم.روز جمعه هم میریم پادگان صفا کنیم. ولی انصافا الان حاضرم هر کار سختی رو انجام بدم فقط مشکلم حل بشه.

در مورد عزیزی که در مورد مدت زمان سربازی پرسیده بگم. که خدمت در مناطق معمولی ۲۰ ماهه یعنی کسی که رفته سربازی شهریور ۸۵ خدمتش رو اردیبهشت ۸۷ تموم می کنه. کسی که تو منطقه محروم خدمت می کنه یا بد اب و هوا فروردین تموم کرده. چون خدمت ۱۹ ماهه. و اگه منطقه عملیاتی و مرزی باشه توی دی ۸۶ خدمتش تموم شده رفته پی کارش . چون خدمت اونجا ۱۷ ماهه.

البته از امسال خدمت توی مناطق محروم و بد آب و هوا به جای ۱۹ ماه شده ۱۸ ماه

موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:55  توسط ستوان دوم سابق  | 

شاید بای بای

سلام

دوستان شاید مجبور بشم واسه یه سری مسائل وبلاگ رو حذف کنم. امیدوارم کار به اونجا نکشه.اگه قرار شد حذفش کنم حتما یه خبری می دم که کجا می نویسم .

موفق باشید

دعا یادتون نره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 14:11  توسط ستوان دوم سابق  | 

جناب سروان شهید گمنام

سلام

اوضاع بدجوری خراب شده. هر چی ما کاری به روزگار نداریم این روزگار نا مراد بد جوری داره خرابکاری در میاره. بجای اینکه یه ابی بریزه نامرد همین طور داره آتیش میزنه به همه چی. امروز یه اتفاقی افتاده که نمی تونم بگم اما بخاطر حماقت یه سرباز و اعتماد من بهش دارم بیچاره میشم اونم رسما. فقط خدا کمکم کنه.هر چی می کشم این روزا از اعتماده. کارم کشیده به جایی که حسابم با کرام الکاتبینه. از همه دوستان تقاضا می کنم تو دعاهاشون منو فراموش نکن. چون این دفعه بد جوری اوضاعم خراب شده. بدون هیچ گناهی دارم ..... ای ی ی ی ی ی ی ی خدا

دوست عزیزی که در مورد امریه پرسیده بگم که انتقال از نیرو به نیرو ممنوعه و فقط سردار فرمانده نیرو می تونه دستورش رو بده. اما امریه ات اگه امریه نیرو دریایی باشی معمولا می فرستن تو شرکت های خودشون و نمی دونم کجا ها!!!!

دوستان بازم دعا فراموشتون نشه. بد جوری نیاز دارم.....

موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 17:33  توسط ستوان دوم سابق  | 

سلام مجدد

سلام به همه دوستان.

تصمیم داشتم دیگه اپ نکنم اما خوب حیفم اومد جواب دوستان رو ندم.

اول راجع به پست قبلی بگم که چرا اونجوری نوشته بودم.تا حالا نمی دونم برا کسی پیش اومده یا نه. شده تا حالا یه خاطره خیلی خوب داشته باشین و مرتب تلاش کنین این خاطرات قوی تر بشه. اما درست وقتی که به اوج کار میرسی یه اتفاق یا حرکت باعث بشه همون خاطرات خوبی که داشتی تبدیل بشه به سوهان روحت؟ اذیتت کنه و اعصابتو داغون کنه؟ این اتفاق برا من افتاد.بعضی وقتا یه نماد یه اسم یا .... یک دنیا خاطره و احساس همراهشه. واسه منم که کرمانشاه شهری بود که رفتم آموزشی و دو ماه توش زندگی کردم اینجوری بود.یعنی یه چیزی بود که بهش وابستگی پیدا کردم و این وابستگی و علاقه باعث شد که هم آموزشی رو بهتر بگذرونم و هم این چند ماه خدمت رو به راحتی گذروندم.و حتی باعث شد مسیر زندگی ام هم تا حدودی عوض شد. واسه خودم برنامه ریزی کرده بودم یه ۱۵ روز مرخصی بگیرم توی اردیبهشت هم به نمایشگاه کتاب برسم و هم برم کرمانشاه رو دوباره ببینم. اما یه حرکت از یه دوست که خیلی هم برام عزیز بود باعث شد قضیه کاملا بر عکس بشه. تمام تلاشی که خودم کرده بودم و تمام خاطراتی رو که خودم پر رنگ کرده بودم حالا شدن قاتل جونم. داره آتیش میزنه به همه چیزم.عین ادمایی شدم که تو عشق خودشون شکست خوردن.البته اوضاع من از شکست عشقی هم خیلی بدتره. خیلی. شاید چون خیلی آدم حساسی هستم. بزرگانی مثل نیچه و فروید شنیدم که بعد از شکست عشقی نظریات فلسفی خودشون رو بنا نهادن. اما وضعیت من ای کاش شکست عشقی بود شاید واسه خودم یه فیلسوفی چیزی می شدم!!!!

خیانت توی دوستی خیلی زجر آوره اونم از کسی که اینهمه دوسش داری و بیشتر از داداشت بهش اعتماد داری اما میاد بدون در نظر گرفتن همه اینا چنان کاری می کنه که  قابیلیان تاریخ هم نکردن.از همه زجر اورتر اینه که تو رو الاغ فرض کنه و در پی توجیه کردن تو باشه. آخه یکی بهش نیست بگه برادر من عزیز سرباز محترم . برو که گند زدی به تمام رفاقت و احساس. قربون خدا برم که منه بنده اش روزی هزار بار بهش خیانت می کنم اما بازم میدونم که تنها کسیه که می تونم بهش اعتماد کنم.خدایا  قدرتی به من بده که بتونم ببخشم و عفو کنم. هنوز که نتونستم...

 

خوب دیگه بسه. بریم به سئوالای دوستان.

عزیز جانی که در مورد امریه پرسیده بود باید بگم تو پستای قبلی که در مورد امریه نوشتم کاملا توضیح دادم که حرف اول رو همیشه و همه جا پارتی میزنه. درسته که اولویت با شهرای محرومه اما اگه یه پارتی درست و حسابی داشته باشی راحت می تونی تو شهر خودت امریه بگیری.

در مورد دوستی که معاف از رزم شده باید بگم که مثل بقیه مشمولان که یه برگه میاد و توش می نویسه کی اعزام داره و فقط یه بند بهش اضافه شده که توش نوشته شما معاف از رزم شناخته شده اید. حالا می تونی خودت مستقیما به نظام وظیفه مراجعه کنی و برگه ات رو زودتر بگیری تا اگه میخوای بری دنبال کارای امریه و .... راحت تر باشی.واسه معاف از رزما کلا زیاد سخت نمی گیرن.اما خوب ساه چون با سربازا بهتر تا می کنن واسه خدمت راحت تره.اما مشکلی که داره اینه که معمولا معاف از رزم ها رو ساه جذب نمی کنه.اما امریه راحت تر بهت می دن. بازم همه چیز به پارتی بر میگرده. معمولا حداقل ۲ ماه قبل از تاریخ اعزامی که برات مشخص شده باید کپی برگه اعزامت رو به سپاه شهرتون تحویل بدی.موفق باشی

تا بعد خدا نگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:59  توسط ستوان دوم سابق  | 

تا اطلاع ثانوی گور بابای دنیا و .....

وبلاگ نویسی فعلا تعطیل....

همین....

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 18:30  توسط ستوان دوم سابق  | 

الاتریس و ما ادمای فرهنگی!!!

  به به . واقعا چه فیلمی بود. چقدر حال کردم. یعنی عجیب حال کردم با  فیلم الاتریس. برنامه سینما 4 امسال خیلی داره فاز می ده. یه همچین فیلمی واقعا جاش خالی بود.این پست رو اختصاصی می ذارم واسه فیلم الاتریس. البته من خیلی حرفه ای سینمایی نیستم. فقط عشق سینما هستم. با یه سری کارا خراب (خیلی زیاد) حال می کنم. این فیلم الاتریس که اخرش بود. شخصیت پردازی اش واقعا عالی بود.

 اماما خودمون سردارای ایرانی زیادی داشتیم که جزو مفاخر ما هستن اما کدومشون رو سعی کردیم به دنیا بشناسونیم؟؟ اصلا دنیا رو بیخیال همین جوونای ما که دارن تی شرت با عکس دی کاپریو می پوشن . تی شرت با عکس شیطان. تی شرت با مارک fcuk .....واقعا ما اینقدر فقر فرهنگی داریم که جوانهامون باید بچسبن به این خارجی ها ؟؟؟؟ واقعا متاسف می شم واسه این صحنه ها. اگه ما هم مثل این اسپانیائی ها واسه فرهنگمون خرج کرده بودیم الان اینقدر اوضاع خراب نبود.تازه ما اینهمه مفاخر علمی داشتیم.الان باید داشتم داشتم رو بیخیال شد. دیگه باید بگیم چی داریم؟؟اما می شه؟ می شه با مغزهایی این کار و کرد که تمام عشقش ماتحت جنیفر لوپز و دوست پسر بریتنی و هیکل انریکوست؟؟؟موسیقی خودمون رو گند زدیم بهش و گذاشتیمش کنار به جرم اینکه گناهه اونوقت جوون ما به راحتی می ره جرج مایکل رو میکنه اسطورش. اسطوره ای که هم جنس بازه!!! درسته که یارو کارش درسته . موسیقیاش خیلی باحاله. اما ایا واقعا لیاقت اسطوره شدن والگو شدن رو داره؟؟؟ تازه خیلی ها تازگیا میمیرن واسه نانسی عجرم. همونی که ایرانیها رو با بدترین الفاظ مورد توهین و تحقیر قرار داده . واقعا ما داریم به کجا می ریم؟؟؟ این همه فرهنگ و تمدن رو داریم به .... می دیم. عین خیالمونم نیست....نمی دونم یه هو وسط حالی که داشتم با فیلم می کردم چی شد که این جمله ها به ذهنم رسید. پس زیاد دنبال ربطشون نگردین.
در پایان هم می خوام یه دیالوگ خیلی توپ از فیلم الاتریس بنویسم.
الاتریس :" ما همه مثل هم هستیم.یه بار عاشق می شیم. بعد فراموش می کنیم بعد دوباره عاشق می شیم. بازم ..."
نانیا بالبا: " نه.. الاتریس.... به همین سادگی؟؟"
الاتریس :" نه... به همین سختی"

موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 20:4  توسط ستوان دوم سابق  | 

سلام به همه دوستان گرانقدر و وزین و ....

این ۲ روز رو مرخصی گرفتم. دارم حس می کنم عیدی خیلی کالیبرم رفته بالا. تلویزیون که فیلم میده خدا رو شکر فیلم های ۲۰۰۷ اکثرشون هستن و من خوشبختانه دی وی دی زبون اصلی شون رو دارم . این بار دیگه اونجام نمی سوزه و نمی گم لعنت به سانسور.چون می تونم سوتی های سیمای محترم رو برم نگا کنم . البته سینما ۴ انصافا دوبله های خوبی داره. چند تا از تیکه های بعضی از فیلم ها رو که خودم خوب نفهمیده بودم قشنگ ترجمه کرده بودن. کانال ۲ هم قیلم گنگستر امریکایی رو خوب ترجمه کرده بود. مخصوصا دیالوگهای تو زندان. خیلی حال داد....

امیدوارم به همه خوش بگذره.

اما جواب دوستان...

عزیزی که در مورد اموزشی رفتن بچه هایی که معاف کفالت هستن رسیده باید بگم خیلی اطلاعی ندارم اما فکر می کنم باید برن آموزشی. چون دیدم معافیت های خانواده شهدا رو هم می برن آموزشی.

در مورد تیر اندازی هم بگم که تهدیداشون همه پشمه. نترس سرباز جان. ما تو گروهانمون کسایی رو داشتیم که از ۱۰۰ نمره ۷ اوردن. پذیرش ها هم معمولا تا ۹۵ درصد درسته. یعنی شهر خودتی. اون ۵ درصد هم واسه ادمای مورد داره. اینکه فرمانده کسی رو تهدید کنه زیاد مهم نیست. مگه اینکه خلاف ناجوری کنی یا دعوا کنی یا تابلو باشی اساس. به نظر من سر به سرشون نذار. حال کردن روشهای زیادی داره که می شه حال کرد و پا رو دم فرمانده نذاشت. البته ناراحت نباش. تجدید دوره فقط واسه ادمای خفنه. شاید فرماندتون کرم داشته باشه پس بهتره کوتاه بیای. اما اصلا نترس.موفق باشید دوستان

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 13:0  توسط ستوان دوم سابق  | 

سال نو

سلام به همه دوستان سال نو رو به همه تبریک می گم و امیدوارم که سال خوبی برای همه باشه. امسال عید جاتون خالی بهم خوش گذشت. بعد از چند سال. و الان که فکر می کنم می بینم اصلا نمی خوام که فردا برم پادگان. حسش نیست. شروع سال نو پادگان اونم با صبحگاه مشترک. اه که چه مسخره است....... 365 روز مونده تا ترخیص من. به نظر شما میاد؟؟؟؟یعنی سال 88 می رسه؟؟؟ ای خدا کی باشه که برسه. دیگه گذروندن خدمت داره سخت می شه. خصوصا اینکه باید از فردا ساعت 5 پاشم و 6 دیگه باید تو پادگان باشم. ضد حال می شه. شایدم مرخصی گرفتم. تا بعد ... خداحافظ همگی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 9:8  توسط ستوان دوم سابق  |